:::ROИIN::: free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
"Don't Talk To Strangers"
"Dio"
Don't talk to strangers hmm hmm hmm hmm hmm hmm hmm hmm hmm
Don't talk to strangers 'cause they're only there to do you harm
Don't write in starlight 'cause the words may come out real
Don't hide in doorways you may find the key that opens up your soul
Don't go to heaven 'cause it's really only hell
Don't smell the flowers they're an evil drug to make you loose your mind
Don't dream of women 'cause they'll only bring you down
Hey you you know me you've touched I'm real
I'm forever the one that lets you look and see and feel me I'm danger I'm the stranger
And I I'm darkness I'm anger I'm pain
I I'm master the evil song you sing inside your brain drive you insane
Don't talk don't let them inside your mind yeah run away run away go
No no don't let them in your mind or catch your soul
Don't dance in darkness you may stumble there and you're sure to fall
Don't write in starlight 'cause the words may come out real
Don't talk to strangers 'cause they're only there to make you sad
Don't dream of women 'cause they'll only bring you down yeah
Run run run run away

با بیگانگان حرف نزن
با بیگانگان حرف نزن،
چرا که آنان فقط آنجایند تا به تو آسیب برسانند.
در نور مهتاب ننویس،
چرا که ممکن است کلمات به حقیقت بپیوندند.
در درگاه پنهان نشو،
ممکن است کلیدی بیابی که روحت را بگشاید.
به بهشت پای نگذار،
چرا که این تنها جهنم حقیقی است.
گلها را نبو،
آنها داروی شیطانند تا تو ذهنت را از دست بدهی.
رویای زنان را نبین،
چرا که آنان فقط پایینت خواهند کشید (پست خواهند کردت).
هی تو، تو میشناسیم، تو لمسم کرده ای، اما من حقیقی ام.
برای همیشه، من آن کسی هستم که میگذارد نگاه کنی و ببینی.
میتوانی احساسم کنی؟
من خطر ام، من بیگانه ام.
و من.....
من تاریکی ام، من خشم ام، من دردم.
من سرور ام.
آهنگ شیطانی ای که در ذهنت میخوانی، دیوانه ات میکند.
حرف نزن!
نگذار آنان وارد ذهنت شوند، آری
بگریز، بگریز، برو.....
آنان را به درون ذهنت راه نده، روحت را لمس کن.
در تاریکی نرقص،
ممکن است بلغزی و مطمئنا سقوط میکنی.
در نور مهتاب ننویس،
چرا که ممکن است کلمات به حقیقت بپیوندند.
با بیگانگان حرف نزن،
چرا که آنان فقط آنجایند تا اندوهگینت کنند.
رویای زنان را نبین،
چرا که آنان فقط پایینت خواهند کشید.
بدو، بدو، بدو، بگریز.......
"Angelic"
"Antimatter"
Angel cried last night;
it was something in her dreams,
Carving pictures on her bedroom wall,
she wonders what it means,
But gets by inside by saying it's not real,
There's no reason to confuse myself
no matter what it seems.
Angel lied last night to amputate her fears,
With no question
she exhumes herself from possibilities.
Close your eyes it's fine
by saying it's not real,
There's no reason to forgive myself
no matter what it seems.
And if I could grow some wings
I'd Fly Away Home...

فرشته ای (فرشته وار)
فرشته دیشب گریست...
[به خاطر] چیزی که در رویاهایش دیده بود.
عکسهای حکاکی شده روی دیوار اتاق خوابشِ،
متعجب شد که چه معنایی دارند...
اما با گفتن اینکه، این حقیقت ندارد، آرام گرفت.
دلیلی وجود ندارد که خود را مغشوش سازم،
مهم نیست چع به نظر برسد.
فرشته دیشب دراز کشید،
تا هراسهایش را از بین ببرد.
بدون هیچ سوالیخودش را از غبار احتمالات بیرون کشید.
چشمانت را ببند، خوب است...
به خود بگو این حقیقت ندارد.
دلیلی وجود ندارد که خود را عفو کنم،
مهمه نیست چه به نظر برسد.
و اگر می توانستم بالهایی در آورم...
به سمت خانه پرواز می کردم.
"In The Shadow Of The Vally Of Death"
"Marilyn Manson"
We have no future...
Heaven wasn't made for me.
We burn ourselves to hell,
As fast as it can be.
I wish that I could be a king...
Then I'd know that I am not alone.
Maggots put on shirts,
Sell each other shit.
Sometimes I feel so worthless...
Sometimes I feel discarded...
I wish that I was good enough,
Then I'd know that I am not alone.
Death is policeman.
Death is the priest.
Death is the stereo.
Death is a TV.
Death is the Tarot.
Death is an angel.
Death is our God,
Killing us all.
She puts the seeds in me.
Plant this dying tree.
She's a burning string...
And I'm just the ashes.
She puts the seeds in me.
Plant this dying tree.
She's a burning string...
And I'm just the ashes.

درون سایه دره مرگ
ما آینده ای نداریم،
بهشت برای من ساخته نشده بود.
خود را در جهنم می سوزانیم،
با نهایت سرعتی که ممکن است.
ای کاش می توانستم پادشاه باشم،
آنگاه می دانستم که تنها نیستم.
کرمها پیراهن به تن کرده اند،
کثافت یکدیگر را می فروشند.
گاهی احساس می کنم خیلی بی ارزش هستم.
گاهی اوقات احساس می کنم دور انداخته شده ام.
ای کاش می توانستم به حد کافی خوب باشم.
آنگاه می دانستم که تنها نیستم.
مرگ مامور پلیس است.
مرگ کشیش (روحانی) است.
مرگ کلیشه است.
مرگ تلویزیون است.
مرگ فال است.
مرگ یک فرشته است و
مرگ خدای ماست.
همه مان را می کشد.
او دانه هایی در من قرار داد،
این درخت مردنی را کاشت.
او ریسمانی شعله ور است،
و من فقط خاکسترم...
او دانه هایی در من قرار داد،
این درخت مردنی را کاشت.
او ریسمانی شعله ور است،
و من فقط خاکسترم...
Special Thenks To T O T E M
"High Hopes"
"Pink Floyd"
Beyond the horizon of the place we lived when we were young
In a world of magnets and miracles
Our troughts strayed constandly and without boundary
The ringing of the division bell had begin
Along the long road and on down the causeway
Do they still meet there by the cut
There was a ragged band that followed in our footsteps
Running before time took our dreams away
Leaving the myriad small creatures trying to tie us to the ground
To a life consumed by slow decay
The grass was greener
The light was brighter
With friends surrounded
The night of wonder
Looking beyond the embers of bridges glowing behind us
To a glimpse of how green it was on the other side
Steps taken forwards but sleepwalking back again
Dragged by the force of some inner tide
At a higher altitude with flag unfuried
We reached the dizzy heights of that dreamed of world
Eneumbered forever by desire and ambition
Theres a hunger still unsatisfied
Our weary eyes still stray to the horizon
Though down this road weve been so many time
The grass was greener
The light was brighter
The taste was sweeter
The nights of wonder
With friends surrounded
The dawn mist glowing
The water flowing
The endless river
Forever and ever

اميد والا
آن سوی افق، آنجا كه زمان جوانی در آن زندگی می كرديم
در دنيای مغناطيس ها و معجزه ها...
افكار ما همواره سرگردان و بدون مرز هستند
ناقوس اختلاف طنين انداز شد
در امتداد جاده طويل و در پايين گذرگاه
آيا آنان هنوز هم به آنجا می روند؟
بدنبال گامهای ما يك روبان كهنه بود
فرار می كنيم پيش از اينكه روزگار روياهايمان را بگيرد
ترك می كنيم هزاران مخلوق پست و حقير را كه می كوشند ما را به زمين ببندند
تا يك زندگی بوسيله فساد تدريجی از پا در آيد
چمن سبز تر بود
نور درخشانتر بود
در جمع دوستان
شبهای حيرت انگيز
به آن سوی اخگر های (پاره های آتش) پلهای بر افروخته پشت سرمان می نگريم
گامهايی به جلو بر می داريم اما در خواب به عقب باز می گرديم
بوسيله نيروی اندك درونی كشنده، كشيده می شوم
به ارتفاعی بلندتر همراه پرچمی بر افراشته
ما از رويای دنيا به ارتفاعات گيج كننده رسيديم
برای هميشه توسط آرزو و جاه طلبی باز داشته شده ايم
اشتياقی هست كه هنوز ارضا نشده است
چشمان خسته ما هنوز هم به سوی افق سرگردانند
ما بايد مدت زيادی در پايين اين جاده بمانيم
چمن سبز تر بود
نور درخشانتر بود
طعم شيرينتر بود
شبهای حيرت انگيز...
در جمع دوستان
سپيده دم مه گرفته می تابد
آب جاری می شود
بی پايان در رودخانه
برای هميشه و همواره
Special Thanks To TOTEM
می خنده
هشت
[خنده]
یک، دو، سه، چهار...
پسره نمی تونه ببینه
که دوستش داره جلوش می میره
چشاشو نمی تونه ببنده
اما می خنده
پسره نمی تونه بفهمه
که دنیا چرا انقد بی رحمه
جلوشو نمی تونه بگیره
اما می خنده
چون فرقی نداره
وقتی راهی نداره
پس آروم می شینه
تا به وقتش بمیره!
پسره نمی تونه بخوابه
چون وقتی چشاشو می بنده
همه دنیا دور سرش می چرخه
اما می خنده
این دفعه نمی تونه نتونه
قول داده تا آخرش بمونه
می دونه دیگه کارش تمومه
اما می خنده
چون فرقی نداره
وقتی راهی نداره
پس آروم می شینه
تا به وقتش بمیره!
می خنده
می خنده
می خنده
می خنده
می خنده
می خنده
می خنده
می خنده
"This Is War"
"Ill Nino"
He was enslaved, to the dirty system, pero muriَ (to face the end) mother fucking come on
This was the final mission
His life had just begun
It all had to be so fucked up
His death to me, so fucked
His face remains so deathless
This is war
And I swear that I'm not giving up or giving in
This is war?
Then I swear that I'm not giving up or giving in
Giving up
This life is war
This is war
This is war
This is ...
Society is a loaded weapon
No one is exempt from the bullet within
El sistema (the system) is a prime example
De lo que pasa cuando (of whats to happen next)
The streets could be so fucked up
His destiny so fucked up
His face remain so deathless
This is war
And I swear that I'm not giving up or giving in
This is war?
Then I swear that I'm not giving up or giving in
Giving up
This life is war
This is war
This is war
This is ...
Dios mio, alma mia, ؟por que me as llevado la vida?
(god of mine, soul of mine, why have you taken my life)
Cuando yo todo te lo he dado (when I have given everything to you)
En mi hora de muerte, no me dejes morir (in my hour of need, don't let me die)
Necesito otra vida, Necesito que me digas (give me another breath, Speak to me)
Is this war? Is this war?
This is war

این جنگ است
او بنده بود، در یک نظام کثیف، تا با پایان روبرو شود، بیا حرامزاده...
این آخرین ماموریت وی بود.
زندگی اش آغاز شده بود، همه زندگی اش جبر به لعن بود.
مرگش در برابر من، بسیار فلاکت بار...
چهره اش در ذهنم می ماند.
این جنگ است.
و سوگند می خورم که منصرف یا تسلیم نشوم.
این جنگ است؟
پس سوگند می خورم که منصرف یا تسلیم نشوم.
تسلیم نمی شوم.
این زندگی جنگ است.
این جنگ است.
این جنگ است.
این هست...
جامعه اسلحه ای پر است.
هیچ کس برای پر شدن از گلوله (آمادگی برای نبرد) معاف نیست.
نظام نمونه اولیه ای است،
از چیزهایی که رخ خواهند داد.
از در و دیوار خیابانهای شهر فلاکت می بارد.
سزنوشت وی بسیار نفرینی است.
چهره اش در ذهنم می ماند.
این جنگ است.
و سوگند می خورم که منصرف یا تسلیم نشوم.
این جنگ است؟
پس سوگند می خورم که منصرف یا تسلیم نشوم.
تسلیم نمی شوم.
این زندگی جنگ است.
این جنگ است.
این جنگ است.
این هست...
خدای من، روح من، چرا زندگی ام را گرفته اید؟!
آنگاه که همه چیز را به شما ارزانی داشته ام.
در ساعت نیازم (به شما)، نگذارید بمیرم.
نفسی دیگر به من دهید، با من سخن گویید.
این جنگ است؟
این جنگ است؟
این جنگ است.
:Watch Its Video Here
"The Tamplar Flame"
"Hammerfall"
So where were you when darkness came to life?
Inside a dream that controlled your inner plight
Take a look at me, you've ruined what we had
Inner visions, infrared, it drives me mad
Out of control
The system mounted on the wall
For every soul there's no way out
In this world where nothing lives
The walls are caving in, life's a sin
In this world we have to give
Before we all can see The Templar Flame
Do you believe surveillance is the cure?
The remedy for our insanity
Take a look around and tell me what you see
Souls walking planlessly like you and me
In infrared
Controlling what is left to see
Awake the dead, there's no way out
In this world where nothing lives
The walls are caving in, life's a sin
In this world we have to give
Before we all can see The Templar Flame
You see the words - Speak
In infrared - Speak
You see the words
Damn the machine - Speak
Speak of the flame....The Templar Flame
[Solo: Stefan]
Oh, oh, oh...

تابش مقدس*
کجا بودی آنگاه که تاریکی به زندگی گرایید؟!
درون رویایی که گرفتاری درونی ات را کنترل می کرد.
نگاهی به من بینداز، آنچه داشته ایم را تباه کرده ای.
تصورات درونی، فروسرخ**، مرا به دیوانگی می کشاند.
خارج از کنترل،
نظام بر دیوار نقش بسته،
برای هیچ روحی راه خروج نیست[!]
در دنیایی که هیچ چیز نمی زید،
دیوار ها فرو می ریزند.
زندگی یک گناه است.
در این دنیا مجبوریم فنا شویم،
پیش از آنکه همه مان بتوانیم تابش مقدس را ببینیم.
آیا معتقدی که نظارت [بر ما] علاج است؟!
علاجی بر دیوانگی مان...
نگاهی به اطراف بینداز و به من بگو چه می بینی.
ارواح همانند من و تو بی هدف را می روند.
در فروسرخ...
کنترل می شود آنچه که برای دیدن باقی مانده است.
مردگان بیدار می شوند، راه خروجی نیست.
در دنیایی که هیچ چیز نمی زید،
دیوار ها فرو می ریزند.
زندگی یک گناه است.
در این دنیا مجبوریم فنا شویم،
پیش از آنکه همه مان بتوانیم تابش مقدس را ببینیم.
کلمات را می بینی - حرف بزن
در فروسرخ - حرف بزن
کلمات را می بینی
لعنت به دستگاه (ماشین) - حرف بزن
از تابش حرف بزن... تابش مقدس.
[تکنوازی : استفان]
اوه، اوه، اوه...
*: نام آهنگ "The Tamplar Flame" به معنای شعله آتشی است که از مکانهای مقدسی همچون معبد به چشم می رسد.
Tamplar نام فرقه ای از صلیبیون قرون وسطی نیز می باشد.
**: فروسرخ (مادون قرمز) اشعه ای از خورشید است که ایجاد کننده گرماست.
استفاده از این کلمه در این متن احتمالا تشبیهی است از گرمای حاصل از خورشید و گرمای آتش معبد.
"To Live Is to Die"
"Metallica"
When a Man Lies He Murders
Some Part of the World
These Are the Pale Deaths Which
Men Miscall Their Lives
All this I Cannot Bear
to Witness Any Longer
Cannot the Kingdom of Salvation
Take Me Home

زیستن، مردن است
وقتی انسانی دروغ می گوید،
بخشهایی از جهان را به قتل می رساند.
اینها [زندگی با دروغ] انبوه های مرگ است،
که بشر به ناروا زندگی می نامدش.
نمی توانم تضمین کنم که،
نمامی اینها را بیش بتوانم تحمل کرد.
پادشاهی رستگاری [نیز] نمی تواند
مرا به خانه باز گرداند...

He Is Dead Because Of Government's Lies...
Requested By: Lithium
"What I've Done"
"Linkin Park"
In this farewell,
There is no blood,
There is no alibi,
Cause I’ve drawn regret,
From the truth,
Of a thousands lies,
So let mercy come and wash away…
What I’ve Done,
I’ll face myself,
To cross out what I’ve become,
Erase myself,
And let go of what I’ve done…
Put to rest,
What you thought of me
While, I clean this slate,
With the hands,
Of uncertainty,
So let mercy come,
And wash away…
What I’ve Done,
I’ll face myself,
To cross out what I’ve become,
Erase myself,
And let go of what I’ve done…
For what I’ve done,
I start again,
And whatever pain may come,
Today this ends,
I’m forgiving what I’ve done…
I’ll face myself,
To cross out what I’ve become,
Erase myself,
And let go of what I’ve done…
(Na,Na,Na) [Mike Shinoda!]
What I’ve Done,
What I’ve Done,
Forgiving what I’ve done

آنچه کرده ام
در این وداع،
هیچ خونی نیست،
هیچ بهانه ای نیست،
چرا که پشیمانی را بیرون کشیده ام،
از حقیقتِ...
هزاران دروغ.
پس بگذار بخشش بیاید و پاک کند...
آنچه کرده ام را.
رو در روی خود می ایستم (با خود مقابله می کنم)
تا بر آنچه شده ام خط بطلان بکشم (آنچه شده ام را حذف کنم)
خود را محو می کنم.
و می گذارم آنچه کرده ام برود...
بر دیگران تحمیل کن،
آنچه را که راجع به من می اندیشی،
هنگامیکه من این لوح سنگی را پاک می کنم،
با دستانِ
تردید... .
پس بگذار بخشش بیاید و پاک کند...
آنچه کرده ام را.
رو در روی خود می ایستم (با خود مقابله می کنم)
تا بر آنچه شده ام خط بطلان بکشم (آنچه شده ام را حذف کنم)
خود را محو می کنم.
و می گذارم آنچه کرده ام برود...
در برابر آنچه کرده ام،
دوباره می آغازم.
و گرچه ممکن است درد و رنج عارض شوند،
[اما] امروز پایان می پذیرند.
آنچه کرده ام را می بخشم (عفو می کنم)...
رو در روی خود می ایستم (با خود مقابله می کنم)
تا بر آنچه شده ام خط بطلان بکشم (آنچه شده ام را حذف کنم)
خود را محو می کنم.
و می گذارم آنچه کرده ام برود...
(نـــا، نـــا، نـــا) [مایک شینودا!]
آنـــچـــه کـــرده ام...
آنـــچـــه کـــرده ام...
آنچه کرده ام را می بخشم (عفو می کنم)...
Whatch Its Video Here: